محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1130

تاريخ الطبرى ( فارسي )

برد كه وى را پناه داد . گويد : و هم در جمادى الاخر اين سال زيد بن حارثه با پانزده كس به سفر جنگى سوى طرف رفت كه قوم بنى ثعلبه آنجا بودند و بدويان بگريختند كه بيم داشتند پيمبر سوى آنها آمده باشد و بيست شتر از آنها بگرفت . رفت و آمد وى چهار روز بود . گويد : و هم در جمادى الاخر اين سال زيد بن حارثه به سفر جنگى سوى حسمى رفت و سبب آن بود كه دحيهء كلبى از پيش قيصر باز مىآمد كه مال و جامه به دو بخشيده بود و چون به حسمى رسيد گروهى از قوم جذام راه وى را بزدند و چيزى براى او نگذاشتند و پيش از آنكه به خانه رود پيش پيمبر آمد و پيمبر زيد بن حارثه را سوى حسمى فرستاد . و هم در اين سال عمر بن خطاب جميله دختر ثابت بن ابى افلح را به زنى گرفت و عاصم بن عمر را از او آورد ، سپس وى را طلاق داد و يزيد بن جاريه او را به زنى گرفت و عبد الرحمان بن يزيد را از او آورد كه برادر مادرى عاصم بن عمر بود . و هم در رجب اين سال زيد بن حارثه به سفر جنگى سوى وادى القرى رفت . و هم در شعبان اين سال عبد الرحمان بن عوف سوى دومة الجندل رفت و پيمبر گفت : « اگر قوم به اطاعت تو درآمدند دختر پادشاهشان را به زنى بگير . » و چون قوم مسلمان شدند عبد الرحمن تماضر دختر اصبغ را به زنى گرفت كه مادر ابو سلمه شد و پدر وى سالار و شاه قوم بود . گويد : و هم در اين سال خشكسالى سخت شد و پيمبر در ماه رمضان با مردم دعاى باران كرد . گويد : و هم در رمضان اين سال على بن ابى طالب به سفر جنگى سوى فدك رفت . عبد الله بن جعفر گويد : على بن ابى طالب با يك صد مرد سوى فدك رفت كه طايفه اى از بنى سعد بن بكر آنجا بودند و سبب آن بود كه پيمبر خدا خبر يافت كه